بچه ها با حالت نگران گفتند خانوم ما دیگه شمارو نمیبینیم؟
گفتم ننننه من حتما تابستون باهاتون یه جا قرار میزارم میرییم بیرون
حالا هر از چندگاهی یکیشون پیام میده این قول مارو یادآوری میکنه :/
نه اینکه بد باشه ها ... خیلی ام خوبه ... من عاشقشونم
فقط از مسئولیتش میترسم که خدای نکرده اتفاقی براشون نیافته تو اون مدتی که بامن هستند...
+ درسته شعر یه جورایی با عشق عجین شده ولی صرفا دلیل نمیشه هرکی از شعر خوشش میاد عاشق باشه...
جهت اطلاع افرادی که همش میپرسند :/
عاشق شدم میام بهتون میگم نگران نباشید...
برچسب:
نویسنده: سپیده محمودی