هر وقت بیاد انزلی حتما پیشم میاد
بعدم که شروع کنه به حرف زدن از قیمت کفش های بوتیک های رشت آغاز میشه تا آنالیز همکلاسی هاش
بعضی اوقاتم یه چیزایی تعریف میکنه من به حالت شوک نگاهش میکنم
با خودم میگم ایناهم این چیزارو متوجه میشند؟
بعد ازش میپرسم چند سالت بود؟
میگه 14
دوباره بیشتر تعجب میکنم
هر از چند گاهی ام ازش میپرسم خوابت نمیاد؟
میگه نه اصلا
و من :(
خلاصه من و با ابعاد جدیدی از دنیای دهه هشتادی ها آشنا میکنه ...
میخواد جراح قلب بشه و در آینده یه مدرسه به سبک ژاپن بسازه :) خوبه اینقدر امید و انگیزه داره
اونقدر با جزئیات رفقاشو کالبدشکافی کرده پیش من که اگه ببینممشون انگار هزار سال میشناسمشون :) حالا علاوه بر این حیثتشونم به باد داده از بس ازشون موارد منشوری میدونم
گاهی اوقاتم اصلا نمیشنوم چی میگه ... ینی حواسم نیست
در کل بچه های جالبی اند این دهه هشتادی ها ...
برچسب:
نویسنده: سپیده محمودی