گفتم نه
گفت از جلوی سبزی فروشی کنار مدرسه رد شدی
گفتم بلی
گفت شوهرم اومده بود دنبالم ازم پرسیده شما تو مدرسه تون دبیرستان هم دارید مگه؟ بهش گفته نه فقط ابتدایی داریم
شوهرشم گفته پس اون دختر کوچولویه کی بود که لباس فرم مثل شما پوشیده بود از مدرستون بیرون اومد؟
گفت اون خانوم اسایش بود :)
+دقیقا نمیدونم باید خوشحال باشم از این حرف یا ناراحت ؟
آخه دیگه تا این حد؟ دختر کوچولو ؟؟؟
هر زنگم داشت واس یکی از معلما تعریف میکرد و میخندید :/
برچسب:
نویسنده: سپیده محمودی